چرا یک کرمانی باید در آپارتمان زندگی کند؟

یادداشتی دربارهی آسیبشناسی آپارتمانسازی در کرمان و چرا معماری این شهر باید بر پایهی اقلیم بومی، نه تقلید از الگوهای متراکم شهری، بازتعریف شود.
اگر جغرافیای ایران را بدون عینک ضوابط مرکزگرا تحلیل کنیم، یک پرسش اساسی مطرح میشود: چرا شهروندی که در پهنهی وسیع دشتی مانند کرمان زندگی میکند، باید در سلولهای آپارتمانی محبوس شود؟
آپارتمانسازی در شهری مانند کرمان، یک آسیبشناسی سهسطحی دارد:
۱. شکست اقلیمی
معماری اصیل کرمان بر پایهی درونگرایی و «حیاط مرکزی» بنا شده بود تا خنکی و رطوبت را در دل کویر حفظ کند. آپارتمانهای امروز، با جدارههای در معرض آفتاب مستقیم، ساختمان را به کورهای تبدیل کردهاند که تمام بار آسایش را بر دوش مصرف انرژی میاندازد.
۲. تقلید از الگوی زمینهای گران
تراکمفروشی و ساختوساز عمودی، پاسخی بود برای کلانشهرهای محصور میان کوهها، نه دشتی با وسعت کرمان. اجرای ضوابط یکسان ساختوساز در سراسر کشور، پتانسیل توسعهی افقی و کمتراکم را در چنین شهرهایی نابود کرده است.
۳. افول کیفیت زیست
خانه فقط متراژ مسقف نیست؛ تناسبات فضایی، حیاط، محرمیت و ارتباط با طبیعت است. آپارتمانسازی شهری، «خانه» را به «سرپناه عددی» تنزل داده است.
راهکار چیست؟
سوئیچ از ضوابط تراکمفروشی مرکزگرا به توسعهی بومی، ساختوساز کمتراکم، و بازآفرینی حیاطدار مدرن. کرمان نیازی به کپیبرداری از الگوی آپارتمانسازی تهران ندارد؛ به مهندسی متناسب با بوم خودش نیاز دارد.
در دیمان، این نگاه پایهی طراحی پروژههاست — با دریانیل، بازوی معماری و BIM گروه، که هر پروژه را متناسب با اقلیم و بافت بومیاش طراحی میکند، نه با کپیبرداری از الگوهای وارداتی.