سهم واقعی عوامل ساخت از ارزش نهایی پروژه چقدر است؟

در تمام صنایع پیشرفته، کسانی که خشت اول یک خلق بزرگ را می‌گذارند، در ارزش افزوده و موفقیت آتی آن محصول سهیم می‌شوند. اما در صنعت املاک و ساخت‌وساز، فرمول حقوقی و مالی سال‌هاست که ثابت مانده: پیمانکار، طراح و مهندس دستمزد مقطعی خود را می‌گیرند و می‌روند، و تمام «ارزش افزوده نهایی» پروژه به کارفرما یا بهره‌بردار می‌رسد.

پرسش‌های بنیادی برای آینده صنعت ساخت:

۱. چرا مدل‌های قراردادی ساخت هنوز سنتی باقی مانده‌اند؟
آیا وقت آن نرسیده که سازندگان، طراحان و گروه‌های مدیریت پروژه به جای دستمزدهای ثابت یا درصدی ساده، وارد مدل‌های مشارکت در ارزش نهایی (Value-Based Sharing) شوند؟

۲. چطور می‌توان یک مهندس یا طراح را در سود و ارزش بلندمدت بنا سهیم کرد؟
اگر کیفیت طراحی یک معمار یا ساخت یک پیمانکار باعث شود ملکی پس از ۵ سال ارزش افزوده فوق‌العاده‌ای پیدا کند، آیا مکانیزمی برای انتقال بخشی از این ارزش به خالق آن وجود دارد؟

۳. آیا سهیم شدن عوامل ساخت در ارزش نهایی، کیفیت پروژه را بالا می‌برد؟
اگر سازنده و طراح بدانند منافع مالی آن‌ها مستقیم به «کیفیت زیست و پایداری بلندمدت» ساختمان گره خورده است، آیا شاهد پایان ساخت‌وسازهای کم‌کیفیت و سوداگرانه خواهیم بود؟

۴. ابزارهای مدرن مالی و توکن‌سازی (RWA) چه نقشی در این تحول دارند؟
آیا فناوری‌های جدید مالی و ساختارهای هوشمند مدیریت پروژه می‌توانند بستری فراهم کنند که تمام ذی‌نفعان ساخت، به نسبت ارزش‌آفرینی واقعی‌شان در منافع آتی پروژه شریک شوند؟

💬 نظر شما چیست؟

آیا صنعت ساخت باید به سمت مدل‌های حقوقی و مالی «شراکت در ارزش نهایی» حرکت کند، یا مدل‌های کارفرمایی-پیمانکاری سنتی همچنان بهترین گزینه هستند؟